سيد احمد على خسروى

222

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

در سيانز و ظهور ثقبه بطّال مىكشد ديده شده كه در حال سرفه كردن صورت و لبهاى آنها كبود سربى مىگردد و در علاج آنها ديده شده و بتجربه رسيده بادويّة و اعدية حارّه منبهه كه در آنها توليد حرارة و تقليل رطوبت است علاج مىكردند مانند دارچين و ربّ سوس و كنه‌كنه كه در دفع اين‌گونه امراض مجرّب و روى اين دستور و روية بطور كلّى رفع مىكردند و اگر بگوئيم سبب اين كبودى صورت و لبها و بدن ( سيانز ) توقّف خون وريدى است پس اگر اين ( كبودى ) توقف سبب توقّف خون در تمام بدن شود يعنى خون از گردش بازماند اين مهلك است و اگر بگوئيم و اگر بگوئيم در همان عضو كه خون توقف نموده آفة و خللى رسيده پس در ساير اعضاء گردش خون برجا و به همان حال طبيعى يعنى ارغوانى بودن رنگ باقى است سياهى و كبودى ظاهر نخواهد شد و نيز اگر بگوئيم اين سيانز در اثر باز شدن ثقبة بطّال است ثانيا مىگوئيم اگر اين باز شدن سبب باز ماندن خون شود از جريان در تمام بدن باز مهلك است و اگر نشود پس دليل بر كبودى رنگ و لبها نخواهد بود مگر اينكه بگوئيم اين اتّساع ثقبة بطّال سبب امتزاج و برودت در خون خواهد شد با اين تعبير و توجيه ايضا اين‌گونه سيانز علاجى براى او نيست بعلّت اينكه ثقبه بهم نخواهد آمد پس صحيح همان است كه قدماء ذكر كرده‌اند و بتجربه رسانيده‌اند كه كبودى وجه و لبها و يا بعض بدن و يا تمام بدن در اثر اختلاط خون است با موادّى كه آن مواد باعث حدوث كبودى خواهد شد مانند بلغم مائى و يا رطوبت مخاطى